تبليغاتX
پـیــک مـشـتــاقــان

JavaScript Codes پیک مشتاقان
پیک مشتاقان
قران کتاب بهتر زیستن است 
قالب وبلاگ

لينک دوستان
تبادل لوگو



پیــک مشتــاقان




افسوس که آنچه برده ایم باختنی است    بشناخته هـــا همه نشناختنی است

برداشته ایــم هـــر آنچـــه باید بگذاشت   بگذاشته ایم هرانچه برداشتنی است

الهی!

به چه بهانه ای به بیراهه روم وبه چه بهایی غفلت ورزم؟چگونه در مقابل حجت های بالغه ات سر بالا گیرم که جایی برای سستی نیست.کتاب محکمت مملو از داستان ها ،عبرت ها،موعظه ها، پندهاواندرزهاست ودلیل برای بندگانت تمام.

ای خدای صابر!

ظرف صبوری وتحملمان را وسعت بخش وجان هایمان را برای پذیرش ابتلاء خودت سرشار از رضایت واشتیاق کن.

 

[ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ] [ 14:45 ] [ طهورا ]


دهر بر مراد سفلگان می چرخدتاتودر کشاکش بلا امتحان شوی واین ابتلائات نیز پیوسته می رسدتا رغبت تودر لقای حق افزون شود(لیرغب المومن فی لقاءربه)پس ای دل شتاب کن تا خود را به کربلا برسانیم.
چندروزیه این دست ذهنم روبه خودش مشغول کرده ،شاید امروز صدمین بار باشه که دارم به این دست نگاه میکنم،اخه یک انسان چقدر میتونه بزرگ باشه بااینکه انگشتانش رو در راه حفظ دین ونظام جمهوری اسلامی تقدیم کرده باز جوانمردانه وپرصلابت پای صندوق رای حاضر شده وبا افتخار شناسنامه رو به دست گرفته ،تا دلیر مردانی اینچنین پشتیبان ولایت واسلام هستند هیچ ابر قدرت ظالمی جرات نخواهد کرد نگاه چپ به ایران عزیز داشته باشه ،ولی ما چقدر تونستیم به وظیفمون عمل کنیم ،نکنه رفتار برخی از ماها دل چنین شیر مردانی رو برنجونه ،نمیدونم چرا برخی از ما تا تکیه بر مسند قدرت وثروت میزنیم نه تنها فراموش میکنیم اینان چه موهبتی هستند که با خطاهای فاحش وجبران ناپذیر خنج بر دل این مردان خدا میندازیم وناجوانمردانه تمام احساسشون رو زیر پا له میکنیم !!!
وای بر ما!وای....................!!!
ای شمایی که با حضور چنین عزیزانی پا به مجلس نهادید(افلا یعقلون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 7:2 ] [ طهورا ]



ذهن مابـــــــاغچه ای است*********گــــــل بــــایــد درآن کــــــــاشت

چه گلی بهتر ازآیات خداست*********چه گلی لایق اندیشه ی ماست
گل کوثـر،گل توحید،گل ناس*********گل مریم،گل طــــــه،گل یــــاس
گل اخلاص وتوکل به خـــــدا*********گل ایـــــمان وادب لایـــــق مــــا
ذهن ما بــــــاغچه ای است*********گـــــل در آن بـــایــــد کــــــاشت


ذهن،دروازه اندیشه ماست*********ذهن،دروازه عقـل ودل ماست

ذهن رابـــــــــــــایدشست*********گـــــل درآن بــــایـــد کــــــــاشت
گل ایمان،گل اخلاص وصفـا*********گل امیــــــد،گل مهـــــــر ووفـــا
گل قرآن،گل گل های خــدا*********همگی لایـــــق اندیشه ی مـــا
ذهن ما بــــاغچه ای است*********گــــــل در آن بـــــایـــد کــــاشت


ذهن ما گــــــــلدان است*********ریـــــــشه اش وجـــــــــدان است

نکن آلوده تو این وجدان را*********پرنکن از هــــوس این گـــلدان را
حـــــفظ کن قــــــــرآن را*********زنـــــــــــــده کــن وجـــــــــــدان را
تاسرافرازکنی ایـــــران را*********رونقی تــــــازه دهی ایــــــمان را
ذهن ما بـاغچه ای است*********گـــــــــل درآن بـــایــــــد کــــاشت


[ جمعه دوازدهم اسفند 1390 ] [ 8:44 ] [ طهورا ]

ساعت سازی بودکه ساعت تعمیر می کرد.روزی مردی ساعتی آوردتابرایش تعمیرکند.اوگفت:اگراین کار رابکنید ساعتم درست می شودوبعدباساعت برگشت.بعداز چنددقیقه مرددیگری ساعتی آوردوگفت:اگراین چیز کوچک را این جابگذاری وآن یکی را آنجا مطمئن هستم که دوباره مثل روز اولش کار می کند.بعدازچند دقیقه مردی ساعتی آورد ووگفت :بعداز یک ساعت می آیم تا ساعتم را ببرم .چهارمین نفرکه آمد،گفت: ساعتم درست کار نمی کند وچیزی راجع به ساعت نمی دانم،لطفا هروقت آماده شد خبرم کنید.
ما اغلب مشکلاتمان را نزد خدا می بریم وپیش از بازگشت آن هارا با خود بر می گردانیم. گاهی برای خدا تعیین تکلیف می کنیم چگونه گره از کار ما بگشایدوگاهی زمان تعیین می کنیم؛در صورتی که باید مشکلمان رابه خدا واگذار کنیم.اوخودپس ازحل مشکل ،مارا خبر میکند،چون خدا همیشه وقت شناس است.

[ سه شنبه نهم اسفند 1390 ] [ 17:41 ] [ طهورا ]
 هــــــای جبهه ،کــوعلــمداران نــور       کــونـــوای گرم ســــــرداران نــــــور
هــای جبهه،کوسلحشوران عـــشق       کوشجاعان ،کوهـــــواداران عـــشق
هــای جبهه ،کـــوجـــوانان رشید            
کـــوعزیزان،کـــورفیــقان شهیــــــد
بـــــــــرده ای آخـــــــــرمگرازیـــادهـا      دادمجنون،نـــــاله ی فــــریــــادهـا

 هــــای جبهه ،تــورزشب های توکو         حملــه های بی محـــابای تـــوکو

هــــای جبهه،درددلــــــهای تو کـو       گریــه ی رزمنــده ی برنـــــای توکو
هـــای جبهه،کــــوصفای نیمه شب       کــــونماز وکودعــــای نیـــــمه شب
کــــوجــــوانان غیــــــوروباوفــــــــــا        کــــــوعلــــــمداران فتـــح کـــربـــلا
هـــــای جبهه،یادآن ایــــام بخیــــــر         یادجنگجویان کـوهستان بخیــــــــــر
های جبهه ،حـــال من افسرده است         بغض تلخی درگلــــــویم مانده است
                

[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 9:23 ] [ طهورا ]

ای خداوندقابل التوبات!

از بنده مدام شکستن وازتوپیوسته بستن.ازبنده مستمرگسستن وازتوبازپیوستن.این چه قاعده ی غریبی است درعالم که معشوق،نازعاشق رامی کشد،محبوب به دنبال محب می  افتد وکریم  درپس سائل می گردد.چگونه است که آغوش پذیرش تو،گشاده تر از پای رجعت هاست؛ماراازاین همه غفلت نجات بخش.

[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 19:35 ] [ طهورا ]




رشته ای برگردنم افکنده دوست                  می کشدآنجاکه خاطرخواه اوست
اظهارمحبت ودوستی در میان انسان ها ،راه های مختلفی دارد؛گاه کلمات آتشین وسخنان محبت آمیز در قالب شعر ونثرپیام محبت را می رساندوگاهی ریزش بی امان اشک سوزان وشراره های قلب فروزان،پیک خوش خبر صفا ومحبت است.هدیه دادن ،احترام نمودن وپذیرایی کردن از دیگر نشانه های محبت ورزی است .خداوند در آیات وروایات فراوانی ،محبتش را به بندگانش ابراز کرده است:«ان الله یحب التوابین»*«والله یحب المحسنین»*«والله یحب الصابرین»
درحدیث قدسی آمده است :«اگرآنان که ازمن روی گردانیده اند ،می دانستند که چه قدر منتظر آنان هستم،از شوق می مردند.»
محبت خدا به بندگانش ،دارای آثار ونشانه هایی است که در احادیث به آنها اشاره شده است.بعضی از این آثار عبارت است از:
1*اطاعت از خدا وپیروی از اولیای او«کسی که خوشحال می شود از اینکه بفهمد محبوب خداست،باید مطیع خدا وپیرو اهل بیت باشد»
میزان الحکمه
2*زیاد به یاد خدا بودن«اگر بنده ام را ببینی که زیاد به یاد من است،خودم چنین اجازه ای به اوداده ام واورا دوست می دارم»
میزان الحکمه
3*آرامش درونی وشکیبایی«هنگامی که خداوند بنده ای را دوست بدارد،اورا بازیور آرامش وشکیبایی می آراید»
میزان الحکمه
4*داشتن قلبی پاک واخلاقی متعادل«زمانی که خداوند بنده ای را دوست بدارد،قلبی پاک واخلاقی متعادل (به دور از افراط وتفریط) روزی اش می کند»
میزان الحکمه
5*دوست داشتن مطیعان ودشمنی با عاصیان«اگر می خواهی بدانی که در تو خیر ونیکی وجود دارد یانه،به قلبت بنگر اگر در آن دوستی ومحبت نسبت به بندگان مطیع خداوند وبغض وکینه نسبت به گناه کاران یافتی ،پس درتو خیرونیکی است وخداوند تورا دوست دارد»
میزان الحکمه
آن محرمان راز هستی ،خانه دلشان رااز غیر حق پرداخته وحرم قلبشان رامنزلگاه جانان ساخته اند،»دل در حرم خداست،پس غیر را در آن منشان»
آنان پروانگان شمع ذات احدی وجمال ازلی هستند.هرچه از محبوب می بینند،زیبایی وکمال است .اگر خدای حکیم ورحیم،بندگان پاک وبرگزیده خودرا باآتش عذاب نمی کندودر جهنم جای نمی دهد،ولی اگر به فرض هم چنین باشد،در میان شعله های آتش ،باز نظاره گر جمال محبوب اند وجز لطف،خوبی،کمال وجمال دوست نمی بینند.
در آتش ارخیال رخش دست می دهد             

ساقی بیا که نیست زدوزخ شکایتی

[ جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ] [ 16:18 ] [ طهورا ]

روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت وبی مقدمه گفت:"حاضرم رویای تورابه واقعیت تبدیل کنم "،به ناگاه شوکه شدم !باورم نمی شد!تنم خیس عرق شده بود!وحشت وترس سراپای وجودم را فراگرفته بود!به هرزحمتی که بودخودم راجمع وجورکردم وبالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.



روزمصاحبه
جناب شیطان بادوساعت تاخیر حاضرشد.وقتی هم که رسیدعذرخواهی کردوگفت:ماموریت خطیری پیش اومده بود که ازدوستانم ساخته نبود ومی بایست خودم انجام می دادم.پیش از انجام مصاحبه گفتم:باچه تضمینی باورکنم که در جریان مصاحبه برمبنای صداقت درگفتار سخن خواهی گفت؟خندید وگفت :دلیلی ندارددروغ بگویم،چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شودبازهم می توانم به خواسته های خوددست یابم.گفتم:چه حربه ای؟جواب داد:غفلت؛انسان ها رابه خواب نوشین غفلت می برم وآن وقت نقشه هایم راعملی می کنم.
-خودتان رامعرفی کنید
-شیطان:فردی هستم از طایفه ی جن ومسمی به اسم خاص"ابلیس"ومشهوربه اسم عام"شیطان"
-شغل شما چیست؟
-مشاغل فراوانی دارم؛گاهی مسافرکشم؛سردوراهی حق وباطل می ایستم ومسافران را درجاده ی گمراهی دربست به سفرجهنم می برم.گاهی کشاورزم وبذر کینه ونفاق را درزمین دل ها می افشانم.گاهی نقاشم؛رنگ بطلان به چهره ی حقیقت می زنم وجامه ی کژی برقامت راستی می پوشانم.گاهی خلبانم؛بابال های وسوسه والقاءآن قدر برفراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.
-باچه شیوه وشگردی انسان ها را به دام می افکنی؟
-باروش منحصربه فرد"گام به گام"من به طور معمول کارم را در چند مرحله  انجام می دهم؛نخست ازطریق وسوسه های تحریک آمیز خود،افکاری پلیدرابرقلب انسان القامیکنم،آنگاه آن اندیشه ی زشت رانیک جلوه می دهم،سپس در مرحله ی عمل باتزئینات گوناگون،اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.اما حریم دفاعی برخی انسان ها گاهی نفوذ ناپذیر است؛اینجاست که نا گزیرم به حربه های دیگری چون نسیان ،وحی وایجاد فراموشی متوسل شوم.البته هنرمندی های  دیگری هم دارم؛مثلا در هیئت وغالب اجسام،تمثل وتجسم می یابم واز این رهگذر،ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی وعصیان ،سوق،که چه عرض کنم،هل می دهم.
-کدام عمل انسان هابیش از همه تورا خشمگین می کند؟
-هرچندخوش ندارم ازابرازش اما برخی از انسان ها برحسب عادت ،باسجده های طولانی،مدام مراآزار می دهند.
-کدام عملشان بیشتر تورا خوشحال می کند؟
-برای من بسی مایه ی مسرت وخوشحالی است اینکه آدمی پشت سرهم گناه کند وتوبه را مدام به عقب بیا ندازد.
عجیب ترین عمل انسان  ها کدام است؟
-برسرسفره ی گناه می نشینندوازهر گناهی لقمه ای برمی گیرند،آنگاه برمن خشم می آورند که سفره ی گناه را توگستردی.عجبا!من فقط شما را سوی گناه خواندم؛شما اما به سوی گناه دویدید،اگر طعم گناه در ذائقه ی شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر ومسئول این تباهی وگمراهی می انگارید؟!
-آیادر میان طایفه ی خودهم هواخواه وطرفدار داری؟
نه تنهادرمیان قوم خودکه درمیان انسان ها نیز.عده ای هستندکه مرا ارباب وسرپرست خود می انگارند،کارگزاران وخدمت گزارانی وفادارکه اهداف شوم وتوطئه های پلیدمرابه خوبی جامه ی عمل می پوشانند.
-حرف آخر؟
-شیطان درحالی که چهره اش برافروخته بود گفت:سوگند یادمی کنم که انتقامم را باز ستانم،شما آدمیان رالحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته برسر راهتان کمین می نشینم وراهزن راهتان خواهم بود.


[ شنبه پانزدهم بهمن 1390 ] [ 22:22 ] [ طهورا ]

تورادوست میدارم به خاطرتنها گل نرگس!آری تورا دوست میدارم.تورابه خاطر مهربانی ات دوست میدارم!تورابه خاطر حیات دوست میدارم!که عدم دوستی با تو ،یعنی مرگ!تورابه خاطرتمام روزهایی که واسطه اش هستی دوست میدارم. تورادوست میدارم ای گلبرگ یاس،بانهایت احساس!!تا ابدیت !تامنتهای زمان!تامرزنامحدود دوستی!!تورا دوست می دارم به اندازه ی وسعت آسمان،به مقدار ژرفای زمین،استواری کوه وزلالی رودبی ادعا!!حتی آن لحظه که خاکسترم رابر دست باد می سپارندهم،تورا دوست می دارم!آن زمان که ازشوق دیدنت سوختم وبه خاکستر مبدل شدم.تورا دوست می دارم به جای تمام کسانی که باتو دوستی نکردند.تورامی جویم به جای تمام کسانی که رد پایت را دنبال نکردند.تورامی خوانم،به جای تمام کسانی که نامت رابر زبان جاری نساختند.تورامی خواهم،به جای تمام کسانی که جزتورا خواستارند. تورا می بینم به جای تمام کسانی که ،همه چیز را می بینند،الا تورا.تورا می یابم درهمین نزدیکی ها،درافق های نه چندان دور؛حس حضورت را درک می کنم،تا آن زمان که مسافر آرامش ظهورت باشم.
تاابدیت!تامنتهای  زمان!تامرزنامحدودمحبت!تورا دوست می دارم!
یاصاحب الزمان!!!!

[ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 8:4 ] [ طهورا ]



بهمن ماه قله های رفیع!
آنگونه فتحی که ذهن محاسب کاخ سفیدهم تصورنکرد!
بهمن ماه تبلور آشکارکربلا،ماهی که به هرکلام موذنی شدیم بربامی!
اینگونه بود که توحید درمشت ها،درحنجره ها،درقطره های خون معنا یافت!
بهمن ماهی که دفن کردیم همه ی قرن های حقارت وتنهایی را،همه ی سال های سکوت وسکون را!
بهمن ماهی که حلاوت بیست ودومین روزش تا سال های سال چونان چشمه های شادی،در ذائقه ها،درقلب ها ودرچشم ها جوانه خواهدزد!
بهمن ماه شکوفایی لاله های سرخ در میدان ها،درخیابان ها ،درمساجد،درمشهدی به وسعت ایران!
بهمن ماه حنجره های خونین ،ماه مشت های نفرت وخشم،ماه رودهای تکبیر بربام ها!
بهمن ماهی که تکسواری ازجبهه ی نور،تک تکلامش تندری شدگوش غاصبان رادر غربت غریبانه ی ایران!
بهمن ماه تولدکوکتل مولوتف ،ماهی که طنین تکبیرمان بهترین سلاحمان وبرانکاردهای خونین ،سجاده یمان شد!
اری اینگونه بودکه خون برشمشیر پیروزشد!

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 21:7 ] [ طهورا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
موضوعات وب
لوگوهای حمایتی
امکانات وب
http://images.persianblog.ir/323536_TK0Zx0QT.gif
فروش بک لينک طراحي سايت